تبليغاتX
بوسه ای از لبی ناشناس - زنده ها
 
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو ... ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
 
سالی که نکوست از بهارش پیداست , نیست ؟

سال من تمام شد . موش را می گویم . ۲۴ تمام . ۲۴ سال و ۵ ماه . این عمر من است که می گذرد .

خنده دار است اگر بگویم که نبودم . چون همه دیدند که نبودم . دغدغه هایی داشتم که دفاعم با همه ی مکافات هایش کوچک ترینشان بود . بعدا مفصل می نویسم .

سال نوی همه مبارک . مخصوصا سال نوی کسی که عمرم را جلای تازه بخشید .

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت   توسط امید فلاح  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM