تبليغاتX
بوسه ای از لبی ناشناس - روز تابستانی لبهای تو ...
 
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو ... ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
 
دارم دود می شوم . به هوا می روم . به آسمان . تازه دارم می فهمم ... ما ز بالاییم و بالا می رویم ... در حال ذوب شدنم . آب می شوم . قطره قطره می چکم . دارم گم می شوم . در خودم ... در تو ...

حال و هوای عجیبی ندارم . معمولیم . اما فرق دارم . نمی دانم . شایدم عجیبم و معمولی نیستم . گیجم اما . مطمئنم .

باد را توی مشتم اسیر می کنم . خورشید را توی جیبم پنهان می کنم . مهتاب را یک نفس سر می کشم . برای ستاره ها ساز می زنم . راه می روم . راه می روم . فکر می کنم . کمی فروغ می خوانم . کمی سعدی . کمی هم حافظ . دلم دریا می خواهد . حالم خوش است ... از تو .

دارم نابود می شوم . گر می گیرم . پرپر می زنم . شهیار گوش می کنم . روز پاییزی میلاد تو ... روز بهاری میلاد تو ... روز ابری سینه ی من ... روز تابستانی لب های تو ... دلم آغوشت را می خواهد ... آغوش بی دغدغه ات را . دلم نوازش می خواهد . تا خواب . تا رویا ...

گنگ بودم کاش . کور بودم کاش . قلبم از سنگ بود کاش .

می نویسم ... بی هدف ... از تو ...

  نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت   توسط امید فلاح  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM