تبليغاتX
بوسه ای از لبی ناشناس
 
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو ... ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
 
امروز چه روزی بود خدایا ... چه چیزها که ندیدم ... با همین چشمهای کور شده از گاز اشک آور .... لال شده ام ... اما نترسیده ام ... با هم باشیم که این تنها رمز پیروزی است
  نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت   توسط امید فلاح  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM