تبليغاتX
بوسه ای از لبی ناشناس
 
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو ... ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
 
شما هم با من هم عقیده اید ؟ که داریوش قبل از اینکه ترک کنه خیلی خیلی قشنگ تر می خوند ؟ مقایسه کنید مثلا " طاقت " رو با " راهی " . البته همین الان هم داریوش از بقیه بهتر می خونه . چقدر " تصویر رویا " رو دوست داشتم .

 

شب از مهتاب سر میره

تمام ماه , تو آبه

شبیه عکس یک رویاست

تو خوابیدی , جهان خوابه

زمین دور تو می گرده

زمان دست تو افتاده

تماشا کن , سکوت تو

عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی از

گل و مهتاب و لبخندی

شب از جایی شروع میشه

که تو چشمات و می بندی

تو را آغوش می گیرم

تنم سر ریز رویا شه

جهان قد یه لالایی

توی آغوش من جا شه

تو را آغوش می گیرم

هوا تاریک تر میشه

خدا از دست های تو

به من نزدیک تر میشه

تمام خونه پر میشه

از این تصویر رویایی

تماشا کن , تماشا کن

چه بیرحمانه زیبایی

این آهنگ رو از اینجا دانلود کنید 

  نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت   توسط امید فلاح  | 
صدای سوت قطار می خواهم . صدای ریل . صدای دود . صدای سوت . ایستگاه به ایستگاه دلهره می خواهم . منظره به منظره انتظار . پنجره به پنجره تنفس می خواهم . دلم تپیدن هوس کرده . تند تر تپیدن می خواهد . این آخرین صدای سوت قطار را در گوشم ذخیره می کنم . باشد برای روز مبادا . کنار لبخندهای لاغر شاعر خانگی . باشد برای روز مبادا ...

آسمان آفتابی است و لبهایم لبریز از لبخندی بزرگ . شیشه ی ماشین پایین و بلوار کشاورز خلوت . چراغ های راهنمایی سبز و درخت ها بی برگ . اثری از پلیس ها و عابران عبوس و راننده های عجول و دود نیست . آسمان زمستان آفتابی است . می خندم و تهران را می رانم . تهران را می گذرم . زمستانم گرم است و آفتابی . زمستانم خوش بوست . زمستانم پر رنگ است . بلوار کشاورزهایش خلوت است . چراغ هایش سبزند و پلیس هایش بیکار . رویای من ... قریه ی من ... رویای من ... قریه ی من ....

صدای سوت قطار می شنوم . صدای سوت قطار می خواهم . صدای سوتی که مرا به او می رساند ...

  نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت   توسط امید فلاح  | 
زنده ام . بر می گردم به زودی

  نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1387ساعت   توسط امید فلاح  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM