بدان مثل که شب آبستن است روز از تو ... ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز |
شب از مهتاب سر میره
تمام ماه , تو آبه
شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی , جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن , سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع میشه
که تو چشمات و می بندی
تو را آغوش می گیرم
تنم سر ریز رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جا شه
تو را آغوش می گیرم
هوا تاریک تر میشه
خدا از دست های تو
به من نزدیک تر میشه
تمام خونه پر میشه
از این تصویر رویایی
تماشا کن , تماشا کن
چه بیرحمانه زیبایی
آسمان آفتابی است و لبهایم لبریز از لبخندی بزرگ . شیشه ی ماشین پایین و بلوار کشاورز خلوت . چراغ های راهنمایی سبز و درخت ها بی برگ . اثری از پلیس ها و عابران عبوس و راننده های عجول و دود نیست . آسمان زمستان آفتابی است . می خندم و تهران را می رانم . تهران را می گذرم . زمستانم گرم است و آفتابی . زمستانم خوش بوست . زمستانم پر رنگ است . بلوار کشاورزهایش خلوت است . چراغ هایش سبزند و پلیس هایش بیکار . رویای من ... قریه ی من ... رویای من ... قریه ی من ....
صدای سوت قطار می شنوم . صدای سوت قطار می خواهم . صدای سوتی که مرا به او می رساند ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|